شمس الدين حافظ

30

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى )

10 دوش از مسجد سوى ميخانه آمد پير ما * چيست ياران طريقت بعد ازين تدبير ما ما مريدان روى سوى قبله چون آريم چون * روى سوى خانهء خمّار دارد پير ما در خرابات طريقت نيز هم ( 1 ) منزل شويم : ( 2 ) * « كاين‌چنين رفتست در عهد ازل تقدير ما » ( 3 ) عقل اگر داند كه دل در بند زلفش چون خوش است * عاقلان ديوانه گردند از پى زنجير ما ( 4 ) روى خوبت آيتى از لطف بر ما كشف كرد * زان زمان جز لطف و خوبى نيست در تفسير ما با دل سنگينت آيا هيچ درگيرد شبى * آه آتشبار و سوز نالهء شبگير ما ( 5 ) تير آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش * رحم كن بر جان خود ، پرهيز كن از تير ما .